فقط خدا

سلام

راستش حالا حالا قصد نوشتن نداشتم,اما امروز یه دوست بسیار عزیز و محترمی

خواستن دوباره بنویسم,دیگه خلاف ادب دیدم انجام وظیفه نکنم.

حقیقت چند روزیه بی حوصله ام,یا بهتر بگم پکرم.گفتن علتشم ضرورتی نداره اما

حالا که بیشتر فکر میکنم,میبینم شاید خستگی و استرسهای زندگی روزمره هم

بی تاثیر نیست.بهتره از خدای بزرگ و مهربون بخوام هیچوقت تنهام نذاره,که

تنها اونه که به همه ما آرامش میده.

دوستان خوبم از خدا پنهون نیست ,از شما هم پنهان نمی کنم,روزهای پایانی

ماه مبارک و مهربون رمضان توی این شهر بزرگ و پرهیاهو خیلی دلم به درد

اومده.ناراحت

فقط میتونم بگم خدا بهمون رحم کنه.همین...........

           خدایا ازت خواهش میکنم بیشتر از همیشه مراقبم باش 

/ 4 نظر / 4 بازدید
شيرازي

سلام خوشحالم از اينكه دوباره مي نويسيد ان شاءاله به خير و خوشي اين دوران تموم مي شه

شادی

تو جواب‌ مي‌دهي، وقتي‌ دانه‌دانه‌ اشك‌هايمان‌ را پاك‌ مي‌كني‌ و يكي‌يكي‌ غصه‌ها را از توي‌ دلمان‌ برمي‌داري، وقتي‌ گره‌ تك‌تك‌ بغض‌هايمان‌ را باز مي‌كني‌ و دل‌ شكسته‌مان‌ را بند مي‌زني، سنگيني‌ها را برمي‌داري‌ و جايش‌ سبكي‌ مي‌گذاري‌ و راحتي؛ بيشتر از تلاشمان‌ خوشبختي‌ مي‌دهي‌ و بيشتر از لب‌ها، لبخند، خواب‌هايمان‌ را تعبير مي‌كني‌ و دعاهايمان‌ رامستجاب‌ و آرزوهايمان‌ را برآورده، قهرها را آشتي‌ مي‌كني‌ و سخت‌ها را آسان. تلخ‌ها را شيرين‌ مي‌كني‌ و دردها را درمان، آن وقت‌ نااميدي ها، اميد مي‌شود و سياه‌ها سفيدِ سفيد...

مسافر

جانا سخن از زبان ما میگویی وقتی این ماه رمضانی که گذشت و با سالهای گذشته مقایسه میکنم (هم خودم هم شهرمون)میبینم وای ......... اونی که از همه مغموم تره پسر فاطمه(سلام الله علیها)است که زیر لب میگه: هر کس به طریقی دل ما میشکند بیگانه جدا, دوست جدا میشکند بیگانه اگر میشکند عیبی نیست از دوست! بپرسید چرا میشکند؟ به امید روزی که لبخندهای آقامون از کارامون پیوسته باشه[گل]

رضا عموزادی

سلام عید تون مبارک باشه.نماز روزه هاتون قبول. دعا میکنم خدا همیشه به شما آرامش بده. http://rezaamoozadei.mihanblog.com