شاباسی

جان مادر سلام

این چند روزه به خاطره خستگی زیاد روح وجسمم یه کم بی

حوصله شده بودم,ازت معذرت میخوام.امشب وقتی در آغوشم

مشغول خواباندنت بودم,و تو با شیطنتهات سعی میکردی نخوابی

احساس کردم باید از تو معذرت بخوام.آره عزیزم مامانها هم امکان

داره اشتباه کنند پس نباید چون مامانند معذرت نخوان.

وقتی خوابیدی(البته بهت بگم کاملا فهمیدم خواب نیستی و فقط

چشمهاتو روی هم گذاشته بودی.آخه دختر مامان وقتی میخوای

ادای خوابیدن در بیاری یادت میره دو تا چشمهاتو ببندی و

همیشه چشم راستت نیمه باز میمونه.)

وقت رو مناسب دیدم از تو خوبم معذرت بخوام.

پس وقتی داشتم میذاشتمت تو تختت گفتم:

باران مامان منو ببخش اگه یه کم خسته بودم,و نتونستم همراه

خوبی تو این چند روزت باشم.

اما جان دلم باورم نمیشه همون لحظه چشم بستت رو هم باز

 کردی وگفتی:مامان شاباسی(عزیزم الان که ٢سال ونیمته

منظورت شب به خیره)

میدونی احساس میکنم تو جانم,با گفتن شاباسی خواستی

دل مامانت رو به دست بیاری.پس خوشحالم که درکم میکنی.

هرچند هنوز خیلی کوچولویی اما خدا رو شکر خیلی مهربونی.

دخترکم چقدر خوبه که اهل گذشت و بخشش هستی,از این

بابت قدردان الطاف خدایی هستم که تو رو به من هدیه کرده.

بارانی یه خواهش هم ازت دارم.مامان جان تا کودکی,کودکی کن

تا وقتی به امید خدا بزرگ شدی,مثل خیلی از ما آدم بزرگها

حسرت کودکی به دلت بمونه.

دخترم دیشب وقتی به خواست شما مسیر خونه تا سوپر رو

پیاده رفتیم,وقتی دستهای کوچولو و مهربونت تو دستام بود

و تو باهام از دغدغه های ذهنت حرف میزدی,که البته به نظر

بیشتر دردودل بود,هم خوشحال بودم و به هیجان اومده بودم,

هم دلم هری ریخت که باران حساس اردیبهشت ماهیه مامان

هم دیگه داره از دنیای عجیب و غریب ما آدم بزرگها سر در میاره!

دخترم به داشتنت خوشحالم و شاکر مهربان خدایی که تو رو به

من هدیه کرد.و البته از خدای بزرگ و بسیار مهربان میخوام کمکم

کنه تا تو عزیز دل رو به خوبی تربیت کنم تا در وهله اول خودش

راضی باشه ازم و بعد هم بنده خدا.

باران جان یادت نره سنگ صبورتم تاوقتی خدا بهم اجازه بده.

   خدایا بیشتر از همیشه مراقب بارانم باش

/ 22 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی

چه اسم قشنگی برای دخترتون انتخاب کردین.آدم مادر ماهی مثل شما داشته باشه چه غم داره؟

سلام.مدتهاست از وبلاگ سما دیدن میکنم اما کامنتی نمیگذارم اما امشب با خوندن کامنتها احساس کردم منم دلم میخواد وارد این جمع بشم.خانم راحله امینیان به گواه همه دوستانتون گویا شما آدم قابل و محترمی هستین که حتما هستین.اما من میخوام از همه اونهایی که از نزدیک شما رو میشناسند خواهش کنم تو کامنتهاشون شما و ویژگیهاتون رو برای ما توصیف کنند تا ما به طور غیر مستقیم بیشتر خانم امینیان گلمون رو بشناسیم.در ضمن دردودلهاتون با دخترتون خیلی زیباست

شيرازي

سلام باز هم زيبا و دلنشين مثل هميشه موفق باشيد باران كوچولو رو هم ببوسيد كاش يكي از عكساشو تو وبلاگتون مي گذاشتيد.

حمید

سلام-سرکارخانم امینیان -مطلب شمابااحساس بود-والحق والانصاف-دغدغه های خاطرتون روخوب به تصویرکشیدید-امابه نظرمی رسه-مقداری این قطعه ی ادبی حضرت عالی ویرایش نیازداشته باشه....

داستانک

ما انسانها فکر میکنیم دیدن یک فرشته ناممکن وغریب ا ست غافل از اینکه فرشته ها در کنار ما هستندبا مازندگی میکنند وما به حضور شان توجه نداریم ، همین کودکان خردسال که دل هائی صاف تر از آئینه آسمان دارند اما حیف بجای اینکه از صفای وجود آنها بهره ببریم خصلت ها ی ناشایست خود را به اسم تربیت و....به آنها می آموزیم .حیف اگر می شد ما بزرگترها خصلت های خوب آنان را در وجود خود پرورش میدادیم صداقت راستی محبت دوستی وده ها صفت برتر دیگر جامعه ما را گلستان میکرد این نوع جامعه روزی در این کشور بوحود آمد حیف قدر آن را ندانستیم زندگی در جبهه

سیدابراهیم

با سلام خانم امینیان به نظرم اگه موضوعتون تنوع داشته باشه بهتره چونکه داره یه نواخت میشه .[نگران]

مجتبی

بنام خداوندی که داشتن او جبران همه نداشته های من است می ستایمش ، چون لایق ستایش است سلام ، ببخشید اگه کمتر به وبلاگتون سر میزنم آخه کلاسهای دانشگاه شروع شده هر وقتم که از دانشگاه میام خسته و کوفته نه حال تلویزیون تماشا کردن رو دارم و نه اینترنت اومدن ، گاهی حوصله ی شام خوردن رو هم ندارم خیلی هنر کنم درسامو مرور کنم [افسوس] فردا هم که جمعه هست از 8 صبح کلاس دارم تا 8 شب ... راستش قصدم از اومدن به اینجا این بود که کلی حرف بزنم ولی ترسیدم زیاد شه و شما فرصت خووندن اون رو نداشته باشید! هرچند ناگفتنی زیاد مونده اما به همین کم بسنده میکنم واستون آرزوی موفقیت میکنم خدا نگهدار ... [گل]

شادي

سلام خانم امينيان عزيز، خيلي دوستون دارم ؛خيلي خيلي از نامه هايي كه براي باران جون نوشتيد لذت بردم . حتما به اين كارتون ادامه بديد چون هم براي شما و هم براي باران جونم ماندگار خواهد شد . خواهشا يه عكس از خودتون و باران براي ما بزاريد.

مجتبی

سلام آخه چه نامه ای بنویسیم و، واسه کی بنویسیم ؟ ما که نه باران داریم و نه آسمان ابری و باران در راه... ( محض شوخی ) [نیشخند] ما یه آسمان صاف و کدست داریم که فقط خدارو میشه توش دید حالا واسه کی باید بنویسیم ؟ [متفکر]

شادي

سلام خانم امینیان عزیزم؛ نمیدونم چرا دوبار ارسال میشه به هرحال عذرخواهی میکنم!! از احوالپرسیتون هم خیلی خیلی ممنون ؛شکر خدا دخترم خوبه بازیگوش و شیطون شده ... با راهنمائیهای شما دارم خودم رو پیدا میکنم.ولی واقعا دوران سختیه! انشاا... همیشه در زندگیتون موفق و سربلندباشید [لبخند]