حالا

حالا که آمده ای ,سلام

حالا که آمده ای,و نمیخواهی بروی سلام

حالا که آمده ای ,بگویم من دیگر نه شاعرم نه عاشق

حالا که آمده ای,دیگر پنجره را نبند

حالا که آمده ای,من دیگر دلتنگ نیستم

 

/ 8 نظر / 5 بازدید
رویا

سلام متانت شما رو خیلی دوست دارم با این فرم روسری بسیار زیباتر از قبل شدین خانم امینیان عزیز یه سوال دارم جسارت منو ببخشین چرا در هیچ متنی صحبت از همسرتون نیست دوست داشتم بدونم همسر شما قدر شما رو اون طور که باید و شاید میدونه ؟این سوال من یه جور کنجکاوی بیجاست منو ببخشین شاید این گستاخی من ناشی از علاقه ی زیادیه که به شما دارم!

بر بال نصیم

عشق مرا در نگاهت تیره و تار مكن ، ای مهربان نور چشمانت را برایم خاموش مكن، ای مهربان [گل] من سوخته ام از این شرار عشق، تو مرا دریاب خرقه پوش از این باران عشق شدم ،تو مرا دریاب[گل] تو آن ستاره ی درخشان در سینه ی عاشق منی ، میدانی تو آن زورق غریب اندیشه ی ذهن عاشق منی، میدانی [گل] می گریزم از افسون دبده ی پر مهرت، ای جانان من می شتابم به سوی ان قلب خفته ومهربانت، ای جانان من[گل] مردم طعنه ها زدند و گفتند از این عشق پر شرار من زآن آتشی فكندند در این قلب بی قرار و بی ریای من [گل] بهر فریب آنان نام تو را هرگز بر زبان نیاوردم دگر می ترسم از این فریب جانسوز كه من تو را نیابم دگر[گل] می روم تا ساحل آرام عشق یابم تو را، آرام جان می سرایم لحظه های عاشقی خوانم تو را، آرام جان[گل] میروم بی شك در این راه تو را می بویم ای دلدار من غم هجران تو را همراه خود می سازم ای دلدار من[گل] از عشق نوشتم تا حال و هوا کمی پر رنگ تر بشه ‘ دوست دارم منظور منو به اشتباه برداشت نکنید . دوستتون دارم شاد و پیروز و با خدا باشید. [لبخند]

بر بال نصیم

شنبه برای عمل بستری میشم راستش کمی نگرانم با اجازه سرکار خانوم امینیان هر عزیزی که این پیغام و میخونه برام 2a کنه . دشت ها آلودست در لجنزار گل لاله نخواهد رویید در هوای عفن آواز پرستو به چه کارت آید ؟ فکر نان باید کرد و هوایی که در آن نفسی تازه کنیم گل گندم خوب است گل خوبی زیباست ای دریغا که همه مزرعه ی دل ها را علف هرزه ی کین پوشانده ست هیچ کس فکر نکرد که در آبادی ویران شده دیگر نان نیست و همه مردم شهر بانگ بر داشته اند که چرا سیمان نیست و کسی فکر نکرد که چرا ایمان نیست و زمانی شده است که به غیر از انسان هیچ چیز ارزان نیست . حمید مصدق - تابستان 57 دوستتون دارم [گل][لبخند]

مجتبی

سلام حوصلم سر رفته بود گفتم پاشم بیام یه سری به وبلاگتون بزنم مثل اینکه اینجا هم خبری نیست !!! تازگی ها که دقت می کنم میبینم که چقدر همه چیز تکراری شده[افسوس] ای روزگــــــــــــــــار...

مریم توفیقی

حالا که آمده ای و خواندمت می آیی تا بخوانی ام بانو ؟ دلتنگ حضورت هستم در کوچه های اردیبهشتی ام [گل]

سحر

سلام من و دوستانم از مصنوعی رفتار کردن اقای نظری بیزاریم و نمیدونیم چرا ایشون نمیخواد ماسکش رو برداره و خودش باشه!پیغام تلفنی برای برنامه هم گذاشتیم اما انگار بی فایده است!شما هم به احتمال زیاد این پیام رو پاک میکنین!بگذریم, برای شما و اقای کنگرلو که یه همچین خانم گل و زیبایی دارن و برای باران عزیز بهترینها رو ارزو میکنیم سربلند باشید[چشمک]

حمید

سلام-موضوع کلیشه ای اماجالبی بود-اگرچه باصبروصبوری وبلندنظری که مطالب حضرت عالی استنباط می شود؛نهایت پشت هرحرف ساده ی شماکلامی پرمغزبه انتظارنشسته است-ای کاش ماآدمامی تونستیم مثل باران خانم شما خیلی زودعادات ورویه های بدوزشت وبسیاری اززمایم روازخودمون دورکنیم-ای کاش می تونستیم اگه درمعرض برخی ازمیکروب ها وباکتری هاهستیم-نئوباکترهای لازم روتشخیص بدیم-عادات بدرومیگم....دارویی داره -بلای بدرومیگم...دعایی داره.....حالابگذریم....همه ی ماعادت بدداریم.....انشاالله بتونیم-خیلی زود-زود-اوناروازوجودمون پاک کنیم---شایداین طوری....یه قدمم شده به منبع نورنزدیگ تربشیم....حمید

نمایه

[قلب] بهتون تبریک می گم شما خانم بسیار زیبایی هستید و پوششتونم واقعا قشنگه [گل]